السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

546

تفسير الميزان ( فارسي )

ولى بايد بداند كه برگشت همه به سوى اوست ( 8 ) . آيا ديدى آن شخص را كه نهى مىكرد ؟ ( 9 ) . بنده اى را كه به هنگامى كه نماز مىخواند ( 10 ) . خبر بده اگر او بر طريق هدايت بود ( 11 ) . و به تقوى امر مىكرد ( 12 ) . چه وظيفه اى را بر خود واجب مىشمرد و حالا كه تكذيب كرد و اعراض نمود آيا به غير از عذاب استحقاق دارد ؟ ( 13 ) . آيا نمىدانست كه خدا او را مىبيند ؟ ! ( 14 ) . نه ، چنين نيست كه او خيال مىكند مىدانست و اگر دست از عمل زشتش برندارد موى پيشانيش را به شدت مىگيريم ( 15 ) . پيشانى دروغگوى خطاكارش را ( 16 ) . آن وقت اهل مجلس خود را صدا بزند ( 17 ) . ما هم به زودى ماموران دوزخمان را مىخوانيم ( 18 ) . نه ، تو او را اطاعت مكن ، سجده كن و نزديك شو ( 19 ) . بيان آيات در اين سوره رسول خدا ( ص ) را امر مىكند به اينكه قرآن را كه به وحى خدا نازل مىشود تلقى كند . و اين سوره اولين سوره اى است كه از قرآن نازل شده ، و سياق آياتش آن چنان به هم ارتباط دارد كه بتوان گفت يكباره نازل شده ، و به زودى بدان اشاره خواهيم كرد ، و اين سوره به طور قطع در مكه نازل شده است . * ( « اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ خَلَقَ الإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ » ) * راغب در مفردات مىگويد : كلمه « قرائت » به معناى ضميمه كردن حروف و كلمات به يكديگر در زبان است ، و اين كلمه را به هر ضميمه كردنى نمىگويند ، مثلا در جمع كردن عده اى را به دور هم نمىگويند : « قراءت القوم » ، دليل اين ادعا اين است كه تكرار يك حرف از حروف الفباء در زبان را هم قرائت نمىگويند « 1 » .

--> ( 1 ) مفردات راغب ، ماده « قرأ » .